ماجراهای مهدخت و آرزو
یک روز که آرزو جان دختر دایی مهدخت به خانه ما آمده بود روز خوبی برای هر دو تاشون بود چرا که ازصبح بازی در پارک و بازی با اسباب بازی در خانه و شب هم که شهر بازی رفتن و در آخر هم کلی خرید کردن. و حسابی روز خوب و با حالی رو گذروندن القصه که این دو تا شیطون تا تونستن از فرصتها استفاده کردن .
این هم نمونه ای از روز خوب این دوتا جیگر کوچولو:







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماجراهای مهدخت و آرزو
